عکس: Koreaboo
عکس: Koreaboo

بر پایهٔ گزارشی که Koreaboo در روزِ ۱۱ مهر ۱۴۰۵ منتشر کرده، هانبین از گروه Tempest در یک گفت‌وگوی تازه، بخشی از جزئیاتی را فاش کرده که دربارهٔ زندگیِ شرکت‌کنندگانِ پیش از پخشِ برنامهٔ بقای I‌LAND تاکنون کمتر گفته شده بود. او خود در فصلِ نخستِ همین برنامه شرکت کرده بود و آن ماه‌ها را بخشی از مسیرِ رسیدن به آرزویش می‌داند.

نخستین و سخت‌ترین قاعده، جدا نگه داشتنِ شرکت‌کنندگان از یکدیگر بود. هانبین می‌گوید پیش از آنکه برنامه روی آنتن برود، اجازه نداشتند حتی در راهرو با هم روبه‌رو شوند؛ تنها همین که از کنارِ هم بگذرند و سلامی کوتاه بگویند، تمامِ ارتباطِ مجازِ آن‌ها بود.

قاعدهٔ دوم دربارهٔ هویت بود. به گفتهٔ او از همه خواسته شده بود نام، سن و شرکتی را که زیرِ قرارداد داشتند از بقیه پنهان کنند. برای شرکت‌کنندگانِ برنامه‌ای که هنوز هیچ‌کدامشان در هیچ گروهی نیست، این یعنی ناشناخته ماندن میانِ آدم‌هایی که قرار است ماه‌ها با آن‌ها زندگی کنند.

این احتیاط همه‌جا نگه داشته نشد. هانبین می‌گوید بعضی‌ها ناگهان حقیقت را به خانوادهٔ میزبانشان گفتند و هر بار که شرکت از چنین چیزی باخبر شد، آن‌ها را به خانهٔ دیگری منتقل کرد. خودِ او حدس می‌زند دلیلِ این جابه‌جایی‌ها پنهان کردنِ گذشتهٔ شخصیِ همهٔ شرکت‌کنندگان بوده است.

بخشِ عجیب‌تر، شیوهٔ اسکان دادنِ آن‌ها بود. به گفتهٔ هانبین هر شرکت‌کننده در خانهٔ یک خانوادهٔ میزبان در کره زندگی می‌کرد و باید پنهان می‌کرد که کارآموزِ آن برنامه است. او می‌گوید شرکت برای آن‌ها هویت‌های ساختگی ساخته و خانه‌ها را بر همان پایه چیده است؛ یعنی یک نامِ دروغین، یک سنِ دروغین و خانواده‌ای که نباید چیزی بپرسد.

واکنش‌ها یک‌دست نبود. بخشی از هوادارانِ شرکت‌کنندگانِ I‌LAND در نوشته‌هایشان به سختیِ آن روزها برگشتند و یادآوری کردند که آن‌ها در سنی بودند که هنوز باید بازی می‌کردند؛ گروهی دیگر از خودِ این نظام وحشت زدند و آن را بی‌رحمانه خواندند.

سخت‌ترین سهم را کسانی می‌دانند که از خارج آمده بودند. یکی از آن‌ها NI‌KI بود که چون خانهٔ میزبانش سیستمِ خنک‌کننده نداشت، بیشتر وقتش را در اتاق تمرین می‌گذراند تا در خانه. در نوشته‌های کاربران هم از مادری گفته شده که پیامش به پسرِ چهارده‌ساله‌اش در همان سال‌ها، حالا با شنیدنِ این روایت سخت‌تر خوانده می‌شود.

منبع: Koreaboo